رستم کریمی، شایسته تقدیر یا مستحق پیگرد قضایی

خفه کردن صدای ملت کار طاغوت بود نه جمهوری اسلامی ایران

مسئولین توجه جدی داشته باشند که در فلسفه ی حکومتی جمهوری اسلامی ایران این مردم  اند که ولی نعمت مسئولین هستند. و این بارها از سوی حضرت امام و مقام معظم رهبری به انحای مختلف به مسئولین کشور تذکر داده شده است.

 مگر نمی بینیم که در روزنامه ها ، مجلات و سایت های اینترنتی چه حرف های ناصواب و خلاف واقعی به رئیس جمهور محترم و دولت مردان نسبت داده می شود. ولی آیا دیده یا شنیده ایم که رئیس جمهور یا دولت خبرنگار و یا نویسنده ای را به خاطر این حرف ها به دادگاه بکشانند. پس مسئولین پایین دستی نیز باید اینگونه باشند و از آنها الگو بگیرند. همچنان که رئیس جمهور محترم در یکی از سخنرانی های خویش فرمودند که« مسئولین دولتی باید آستانه ی تحمل و ظرفیت و توان خویش را بالا ببرند.» هرچند که قانون حقوقی را وضع نموده است،اما ضرورت ندارد که حتما از این حقوق مدد جست. چه بسا که در بسیاری از مواقع چشم پوشی از این حقوق خود خدمتی دیگر محسوب می شود.

وبلاگ آهوران سرزمین من: در جوامع توسعه یافته و مردم سالار رسانه و به تبع آن خبرنگاران از ارکان مهم و قابل اعتنا برای رصد کردن فعالیت حکومتگران در لایه های مختلف اجتماع بوده و پل ارتباطی محکم بین جامعه و حکومت می باشند.

بسیاری از سیاسیون و جامعه شناسان، رسانه چه مکتوب مثل روزنامه و چه دیداری و شنیداری مثل رادیو و تلویزیون را رکن چهارم دموکراسی می دانند.البته از نوع مستقل و منتقدشان.

با نگاهی گذرا به تاریخ مطبوعات و رسانه در کشور عزیزمان ایران به دو مقطع قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بر می خوریم. دوره ی قبل از پیروزی

  انقلاب و زمان حکومت جبر و طاغوت، حرکت و سمت و سوی رسانه در جهت مطامع و اهداف ضد دینی حکوت و استعمارگران بر کشور دیده می شود. در آن مقطع تاریخی رسانه عملا بازگو کننده ی اهداف خاص استعماری و سرسپردگی به بیگانه است. به جز مواردی اندک و نادر که هرگاه که می خواهد صدای توده ی مردم و منافع کشور و ملت را داد بزند، به سرعت خفه شده و عوامل استعمار گلوی رسانه و خبرنگارش را چنان می فشارند تا  توان نفس کشیدن در وی باقی نماند.

 این خفه کردن صدای ملت و سرسپردگی به اجانب و ستیز با عقاید دینی ملت با فرهنگ و اسلام خواه ایران توسط رژیم منحط و مبتذل سابق تا بدانجا پیش رفت که ملت نستوه ایران، پس از تجربه ی ناکام انقلاب مشروطیت بار دیگر با فرزندانی دینمدار و رهبری اسلام شناس و استقلال طلب و آزادی خواه پا در رکاب شد. و به لطف و سنت الهی نصرت آسمانی نصیبش گشت و در اینچنین روزی(22 بهمن57 ) خورشید صبح سعادت و استقلال و آزادیش دمیدن گرفت.

پس از پیروزی شکوهمند و غرور آفرین انقلاب اسلامی و استقرار نظام جمهوری اسلامی دوره ای نوین و سرشار از آزادی رسانه و انعکاس صدای مردم در مقایسه با قبل بروز و ظهور یافت. هرچند که اهداف انقلاب و آرمان های وی در ظرف زمانی اندک پس از پیروزی و با توجه به کارشکنی شکست خوردگان( استعمار شرق و غرب )به تمام و کمال محقق نشدند، اما همین که رهبری دوست دار ملت و ملتی عاشق رهبر در کنار و یار و یاور همدیگر بودند کافی بود تا، جهت و سمت و سوی حرکت نظام و حکومتگران و نقشه ی راه ترسیمی برای محقق ساختن آرمانهای بلند رهبر و ملت به خطا نرود.

صبح پیروزی انقلاب، مشت آهنین قدرت و پنجه ی زمخت استعمار را از سر و گلوی رسانه و خبرنگاران وطن قطع نموده و به جای آن آزادی بیان و رسانه را به ارمغان آورد تا جایی که برای پاسداشت از این نعمت شیرین و پر بها اصل24 با عنوان« نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند مگر آنکه مخل به مبانی اسلام و یا حقوق عمومی باشد. تفصیل آنرا قانون معین می کند» در قانون اساسی گنجانده شد. تا خدای نکرده در گذر ایام توجه به آزادی بیان و رسانه  کم رنگ نگردد.

حال با این مقدمه بپردازیم به استان خودمان سیستان و بلوچستان، استانی که از لحاظ توسعه ای و در زمینه های مختلف جزو عقب مانده ترین است. و این عقب ماندگی، محرومیت و توسعه نیافتگی دلایل متعدد تاریخی ، جغرافیایی و غیره دارد. همچنان که استان ما در زمینه های اقتصادی، علمی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و حتی مذهبی کمبودهای بسیار دارد،از لحاظ داشتن رسانه ی مکتوب قوی و پرنفوذ که بتواندمنعکس کننده ی ضعفها و توانمندی های بخشهای گوناگون باشد نیز می توان ادعا کرد که بی بهره است.و بنده معتقدم که این امر به مقدار زیادی  مبین  ضعف و عدم توانایی ما در زمینه ی رسانه و حرفه ی خبرنگاری است.

در سالیان پس از اتمام هشت سال جنگ تحمیلی بر  ملت ایران عزیز، نظام و دولت مردان برای کاهش محرومیت و زدودن چهره ی عقب ماندگی از این استان اهتمام ویژه داشته اند. و در زمینه فعالیت های عمرانی در بخشهای مختلف اقدامات و برنامه های قابل تحسینی تدارک دیده شده است.

 باید پذیرفت برای آنکه دولت مردان و مسئولین استانی و شهرستانی بهتر بتوانند مشکلات و نارسایی ها در زمینه های مختلف را شناسایی و مرتفع سازند، وجود خبرنگاران محلی در سطح شهرستان های استان از ضروریات غیر قابل انکار است. چرا که تا مشکلات و نارسایی ها به مسئولین منتقل و گوشزد نشود چاره ای برای مرتفع شدنشان اندیشیده نخواهد شد.

در استان ما و خصوصا در جنوب و شهرستانی که خودم در آن زندگی می کنم ، معتقدم که مناطقی هستند که به علت بعد مسافت از مرکز استان و یا حتی شهرستان کمتر برای مسولان شناخته شده هستند. و معتقدم دلیل بارز این عدم شناخت نیز حلقه ی مفقوده ایست به نام رسانه و یا خبرنگار.

یک مثال: در مرکز و  شمال استان، سازمان آموزش و پرورش شروع به راه اندازی مدارس هوشمند نموده است.اما در همین استان و درچند روستای بخش مرکزی شهرستان نیکشهر( لااقل آنچه که بنده اطلاع دارم) دانش آموزان در چادر و یا در مدارس کپری در حال تحصیل هستند. آیا این بدور از عدالت نیست. قطعا اینگونه است. اما دلیلش چیست؟

باید منصفانه و منطقی به همه چیز نگاه کرد. اگر ما روزنامه ی محلی قوی و یا خبرنگارانی که بخشهای مختلف را پوشش می دادند را داشتیم و این کمبود ها را سابق بر این شناسایی و گزارش می کردند یقین می دانیم با عزم و اراده ای که جهت رفع محرومیت در دولتمردان هست، تا کنون چاره جویی شده و حرف از وجود فاصله ها تا به این اندازه نبود.

مسئولین توجه جدی داشته باشند که در فلسفه ی حکومتی جمهوری اسلامی ایران این مردم  اند که ولی نعمت مسئولین هستند. و این بارها از سوی حضرت امام و مقام معظم رهبری به انحای مختلف به مسئولین کشور تذکر داده شده است.

پس از پایان عمر دولت سازندگی و روی کار آمدن دولت موسوم به اصلاحات با ریاست حجت الاسلام خاتمی ، ظاهرا اولویت دولت از اقتصاد و سازندگی به سیاست و اجتماع تغییر یافت. با مطرح شدن فضای باز سیاسی و تاکید بر کسترش نقش مطبوعات و رسانه در فضای سیاسی اجتماعی آن روز کشور و فراگیر شدن این موضوع در کشور در استان ما نیز مجلات ، هفته نامه ها و بعدا روزنامه هایی پا به عرصه وجود گذاشتند.

در استان ما هرچند که کار فرهنگی و مطبوعاتی  نسبت به سایر استان های پیشرو در این زمینه کاری سخت تر و  بدون استقبال عمومی مناسب می باشد اما همین فعالان اندکی که اقدام به ورود به عرصه کار مطبوعات نموده بودند با تمام کاستی و مشکلاتی که برای شان حادث می شد به کارشان ادامه دادند تا به امروز که دیگر امروز می شود گفت که مجلات و روزنامه های محلی در بین مردم برای خود جای پایی پیدا کرده اند.

به بار نشستن خدمتی دیگر از سوی نظام و دولت مردان با افتتاح شبکه استانی هامون مزید بر علت گشت که توجه به مسئله فرهنگ، رسانه و خبرنگاری در بین مردم بیشتر گردد. و در این بین کسانی که توان، علاقه  و انرژی لازم را داشتند رو به این سو نهادند و استعدادها در مسیر تعالی و رشد و به نوعی بارور شدن قرار گرفتند.

یکی از این دوستان خبرنگار و فعال در زمینه مسایل خبری و فرهنگی در استان ما آقای رستم کریمی است. ایشان را از دوره ی دبیرستان می شناسم. مدتی در نیکشهر همسایه هم نیز بودیم. ایشان از همان دوران دبیرستان به کار خبر و مسایل فرهنگی علاقه داشت. وی گاها با ارسال پیام به مجلات کشور خود و شهرستانش را معرفی می کرد. فعالیت آماتور ایشان با نویسندگی و سردبیری درهفته نامه ی فرهنگ نیکشهر  کلید خورد تا اینکه در ادامه با توجه به علاقه و توانی که در وی بود به عنوان خبر نگار صدا و سیما( شبکه استانی هامون) برگزیده شد. و آنچه که از وی مشاهده می شود حداقل به زعم بنده اینست تمام توان و انرژی خود را در زمینه ی هرچه بهتر شدن نتیجه کارش به کار گرفته و می گیرد.

سال گذشته بود که با آشنایی با اینترنت و ورود به فضای مجازی وقتی که نام نیکشهر را  جستجو کردم، اولین چیزی که یافتم نام ایشان و پایگاه خبری نیکشهر به نویسندگی ایشان بود. از آنموقع تاکنون که در فضای مجازی اخبار نیکشهر و استان را در خبرگزاری های داخلی دنبال می کنم تلاش و حضور خبری ایشان را پر رنگ و قابل تحسین دیدم . از انعکاس به موقع و به جای خدمات دولتمردان و مسئولین گرفته تا انعکاس مشکلات ، کمبود ها و نارسایی های موجود در منطقه.

این تلاش و حضور مداوم از وی چهره ای فعال و شناخته شده ساخته که ظاهرا و بلکه حتما دل در گرو پیشرفت آبادانی و تعالی شهر، استان و در کل کشور عزیزمان ایران را دارد.

اما حرفه ی خبرنگاری و فعالیت در عرصه ی رسانه جدای از علاقه و حس مسئولیت، مستلزم داشتن سواد لازم و آگاهی با قوانین و از همه مهمتر ادبیات و شیوه ی درست نگارش خبر، تیتر سازی و تحلیل درست و مستند موضوع است. که بنده معتقدم آقای کریمی در این زمینه دچار  ضعف است و می طلبد که در این زمینه نیز اهتمام بیشتری به خرج بدهند. بطور مثال، ایشان چند روز پیش در تیتری اغراق آمیز چنین نوشته بود.( حیف و میل بیت المال توسط شبکه بهداشت نیکشهر)، وقتی که مطلب نوشته شده اش را خواندم دیدم که یکی از آمبولانس های اورژانس بین راهی به علت عدم ساخت سایه بان در زیر آفتاب پارک شده است. تا وقتی که مطلب را نخوانده بودم فکر می کردم چه خبر است. خدای نکرده اختلاسی صورت گرفته و یا سوء مدیریتی شده و چندین وهم و فکر دیگر به ذهنم خطور کرد. اما وقتی که مطلب را خواندم  دیدم که از موضوع تا تیتر ایشان زمین تا آسمان تفاوت است. و یا در بسیاری از تیتر های ایشان، همه ی مسئولین شهرستان به یکجا خطاب می شوند نه آنکه خبر  مرتبط به اوست.

به هر حال انتقاداتی به نحوه ی نگارش و تیتر سازی ایشان در بسیاری از مواقع وارد است .که به زعم بنده باید آنها را به پای عدم توان ایشان در شیوه ی درست نگارشش گذاشت نه چیز دیگری.

 به هر روی مسئولین عزیز نیز باید نقطه ضعفهای مدیریتی خود را که گاها توسط افرادی مثل آقای کریمی گوشزد و یا منعکس می شود را سعی نکنند که به پاک کردن صورت مساله بپوشانند. چرا که موفقیت در هر امری نسبی است و نمی شود گفت که مدیریت عزیزان بدون عیب و نقص است.  هرچند که ممکن است در مواردی تیتر های ایشان اغراق آمیز باشد. اما باید قبول کرد که بودن ایشان بیشتر به نفع مردم، مسئولین و شهر است تا نبودن شان.

. مگر نمی بینیم که در روزنامه ها ، مجلات و سایت های اینترنتی چه حرف های ناصواب و خلاف واقعی به رئیس جمهور محترم و دولت مردان نسبت داده می شود. ولی آیا دیده یا شنیده ایم که رئیس جمهور یا دولت خبرنگار و یا نویسنده ای را به خاطر این حرف ها به دادگاه بکشانند. پس مسئولین پایین دستی نیز باید اینگونه باشند و از آنها الگو بگیرند. همچنان که رئیس جمهور محترم در یکی از سخنرانی های خویش فرمودند که« مسئولین دولتی باید آستانه ی تحمل و ظرفیت و توان خویش را بالا ببرند.» هرچند که قانون حقوقی را وضع نموده است،اما ضرورت ندارد که حتما از این حقوق مدد جست. چه بسا که در بسیاری از مواقع چشم پوشی از این حقوق خود خدمتی دیگر محسوب می شود.

محمداکبر امیری وبلاگ آهوران سرزمین من

منبع: http://ahoran40.blogfa.com/post-70.aspx





نوشته شده در تاریخ دوشنبه 24 بهمن 1390 توسط رستم کریمی